دو نکته
امیر خوش‌سرور

اول. در پنج‌مین روز جنگِ دولت حرام‌زاده‌ی اسرائیل و فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، یک خبر به‌نقل از «ایران اینترنشنال» بسیار قابل تأمل است.
این رسانه‌ی ارتجاعی- استعماری گفته است که بر اساس تازه‌ترین اطلاعات، #علی_خامنه‌ای بخش مهمی از اختیارات‌اش را به «شورای عالی سپاه» واگذار کرده است. کارشناس‌ها و تحلیل‌گرهای این رسانه مدعی‌اند که این مهم به‌دلیل احتمالِ اختلال در فرآیند فرماندهی واحد، قطع ارتباط‌های فی‌مابین، اختلاف‌ها در رأس حاکمیت، عدم اعتمادِ ولی ‌فقیه ارتجاع به نهادهای سیاسی و امنیتی، مشخصاً «شورای عالی امنیت ملی» به‌مثابه‌ی بالاترین نهاد تصمیم‌ساز و... است.
تمامِ این فرض‌ها که همه‌گی‌‌شان عطف بر ارائه‌ی یک تصویر «ضعیف» از #جمهوری_اسلامی است می‌تواند صحیح باشد اما یک فرض دیگر هم محتمل است؛ فرضِ ایده‌ئولوژیک!
این فرض بر این پایه استوار است که ولی‌ فقیه ارتجاع «دقیقاً» به‌دلیل خصلتِ ایده‌ئولوژیک‌اش، عزم‌اش را جزم کرده است تا به‌همتِ سپاه به‌عنوان یک نهادِ ایده‌ئولوژیک(و تنها نهادِ ایده‌ئولوژیکِ رژیم) تا تَه خط را برود و مرگِ غرورآمیز را رقم زَند.
باری! «مرگِ ظالمان» چه با غرور و چه بی‌آن، بی‌تردید، شادی‌آور است از برای جان‌های زخم‌دار از ستم و استثمار و... اما این «شاد زی» بر بسترِ زمین سوخته‌ای به‌نام #ایران رقم خواهد خورد که به‌تعبیرِ صادق زیباکلام؛ هم‌او که قرار بود در دفاع از نظامِ محبوب‌‌اش سلاح به‌دست بگیرد و هم‌اکنون گُم‌وگور شده است، حتا یک تیرِ چراغ برق هم سالم نمی‌ماند. آوخ!
با این احتمال «چه باید کرد»؟! و اساساً چه می‌توان کاری کرد؟!
بی‌افزاییم که #سپاه_تروریستی_پاسداران نه یک نهادِ نظامی خُلص با سلسله‌مراتب صُلب که یک نهادِ شبه‌نظامیِ مبتنی بر رابطه‌های مذهبی و شبه‌مذهبی این حاج‌آقا و آن حاج‌آقا با بدنه است. از این‌رو آن‌ها به‌دلیل خصلتِ ایده‌ئولوژیک و شبه‌نظامی‌شان امکانِ انجامِ عملیات «نامنسجم» و بدون فرماندهیِ واحد را دارند. و این مهم به این معناست که آن‌ها پس از سرنگونی «هم» یک جریانِ بالقوه در راستای جنگ داخلی خواهند بود! به‌یاد بی‌آوریم که پس از سرنگونیِ #صدام_حسین، جناحِ ایده‌ئولوژیکِ حزب بعث تا مدت‌ها می‌جنگید و پس از ضربه‌های متعدد، بخش‌هایی از بازمانده‌های‌شان در #داعش ذوب شدند! بر این یادآوری، تکمله‌ای هم ضروری‌ست؛ علی خامنه‌ای و سپاه شب‌اش به مراتب ایده‌ئولوژیک‌تر از صدام حسین و حزبِ متبوع‌اش هستند.
دوم. رفتارِ رسانه‌ای وزیر امور خارجه پاکستان؛ خواجه محمد آصف قابل تأمل است. او از زمانِ آغازِ جنگ تا به ام‌روز دو توئیت بر علیه #رضا_پهلوی منتشر کرده است؟!
چرا؟! مگر رضا پهلوی چه کسی‌ست و در این جنگ و مهم‌تر از آن پس از جنگ کدام «نقش» را دارد که وزیر امور خارجه‌ی یک قدرت اتمی بر علیه‌اش و حتا درباره‌اش موضع‌گیری می‌کند؟!
در این رابطه یک نشانه‌ی گل‌درشت دیگر هم هست؛ پیامِ #مسعود_رجوی آن هم از جای‌گاهِ فرمانده‌ی کلِ #ارتش_آزادیبخش_ملی_ایران به‌تاریخِ ۲۶ خردادماه ۱۴۰۴. توجه داشته باشیم که هم‌او در هنگامه‌ی جنگ و در مواجه با علی خامنه‌ای صرفاً به دو پیامِ تلگراف‌گونه بسنده کرده است اما درباره‌ی رضا پهلوی بسا فراتر از آن را گفته است. چرا؟!
جمله‌ی پایانی پیام او را یک‌بار دیگر بخوانیم؛ «گفته بودیم که پروژه‌های رهبرتراشی آن هم با شعار دیوانه‌وار «خدای هر ایرانی، کینگ رضا پهلوی» در خدمت استبداد و استعمار، بر ضد جبهه‌ی خلق و انقلاب و جمهوری دموکراتیک است».
در پسِ این جمله‌ی کلیدی چه چیزی نهفته است؟! آیا در چشم‌اندازِ مسعود رجوی، جمهوری اسلامی رفته است و تضادِ دوران، مبارزه با استعمار(امپریالیسم سابق) و سگِ زنجیره‌ای‌اش است؟!

Comments

Popular Posts