تاریخ معاصر ایران سرشار از شگفتیست. از شگفتانگیزترین موردها در این تاریخ استناد خُرد به این یا آن موضعگیری سازمانها، احزاب و شخصیتهای سیاسی در مورد یک پدیده است. استنادِ خُرد در اینجا به معنای سهگانه ذیل نمود مییابد:
- نادیدهانگاشتنِ نسبتِ آن سازمان، حزب و شخصیتِ سیاسی در مواجهه با شرایط اجتماعی- سیاسیِ مورد نظر؛
- ذبح موضعگیری با ارجاع به یک گزاره، جمله یا پاراگراف درآن موضع(جزئی از موضعگیری) و ارتقای آن به کلیّتِ موضع.
باری! در مورد مجاهدین خلق اما استناد خُرد به این یا آن موضعگیری آنها چنان شگفتانگیز است که آدمی در مواجهه با تاریخ این سازمان میماند که آیا با یک سازمان سیاسی مواجه است یا با دو سازمان. توجه به این نکته ضروریست که تمرکز راقم این سطور در این بحث بر روی یک موضع(حال هر موضعگیریای) با یک زمانبندی مشخص است و نه سیر تطور این سازمان. چرا که در عالم فرض میتوان مدعی شد که مجاهدین خلقِ پیش از سال ۵۴ با مجاهدین خلقِ پس از آن دو سازمان سیاسی متفاوت است یا مجاهدین خلقِ پیش از ۳۰ خرداد با مجاهدین خلقِ پس از آن یا مجاهدین خلقِ پیش از سال ۶۴ با مجاهدین خلقِ پس از آن متفاوت است اما بهیقین این ادعا که آنها در یک موضعِ مشخص و در یک زمان مشخص هم این بودهاند و هم آن؛ هم بد بودهاند و هم خوب غیر قابل تصور است. به این اعتبار یک موضعِ مشخص در یک زمان مشخص در «کلیّت»اش یا درست بوده است یا نادرست.
ماجرا اما به این سادهگیها هم نیست چرا که این صرفاً «تاریخپژوه» است که «میکوشد» تاریخ را در کلیّتاش مورد بررسی، مداقه و نقد قرار دهد. از اینرو دیگری(دیگریِ بهغیر از تاریخپژوه)، هر آنکس که میخواهد باشد از جمله خودِ مجاهدین خلق، تاریخ را متناسب و به نفعِ انگارههای سیاسی روزشان میخوانند. بدیهیست که در اینجا تاریخپژوه هم متأثر از معرفت پیشینیاش، بیطرف نیست. کوششِ او اما در روایتِ تاریخ در آنجا میبایست مورد تقدیر قرار گیرد که ارجحیتِ کل را بر جزء نمود دهد.
بهمنظور واکاوی این بحث میتوان «بهعنوانِ مثال» به موضعگیری مجاهدین خلق دربارهی حجاب اجباری در ۲۱ اسفندماهِ ۱۳۵۷ نظر افکند.
باری! اگر به روایتِ رسمی مجاهدین خلق از تاریخشان رجوع کنیم، آنها از کلِ «اطلاعیهی مجاهدین خلق ایران در مورد مسئلهی حجاب» به پاراگراف(جزء) ذیل اشاره میکنند:
«هرگونه موضعگیری خصمانه برای تحمیل جبری هر شکلی از حجاب بر زنان این مهین آن هم در جامعهای که تازه میخواهد نظم فاسد و منحط آریامهری را که در آن هیچ مرزی بین آزادی و بیبند و باری وجود نداشت، پشت سر بگذارد، نامعقول و نامقبول است».
و اگر به روایتِ رسمی و غیررسمیِ #جمهوری_اسلامی، اضداد، مخالفین و منتقدینِ آنها رجوع کنیم، آنها هم از کلِ اطلاعیهی فوقالذکر به پاراگراف(جزء) ذیل اشاره میکنند:
«بایستی با اصلی و فرعی کردن موضوع، مبارزهی تمام نیروها را علیه امپریالیسم و پایگاههای امپریالیستی بسیج نمود؛ و خشم مقدس انقلاب را صرفاً نثار آنها کرد.
این تأکید از آن جهت ضروری است که مبادا پیرامون مسألهای که اکنون حل شده بهنظر میرسد جنجالی بیجهت برانگیخته شده و با دنبالگیری یک مسألهی فرعی از مساألهی اصلی غافل بمانیم، جنجالی که طبعاً میتواند به وسیلهی عناصر و جریاناتی که از فرصتی برای ضربه به انقلاب استفاده میکنند؛ مورد سوءاستفاده قرار گیرد».
ملاحظه میکنیم که در اینجا با یک رویکرد جزءنگر مواجهایم؛ روایتِ رسمیِ مجاهدین خلق با استناد به یک جمله از اطلاعیه، فرشتهگون و روایتهای رسمی و غیر رسمیِ جمهوری اسلامی و... از جملهای دیگر شیطانگونه است و این در حالیست که مجاهدین خلق در این اطلاعیه از یکسو «هرگونه موضعگیری خصمانه برای تحمیل جبری هر شکلی از حجاب بر زنان این مهین... را نامعقول و نامقبول» میدانند و از سوی دیگر واکنش به آن را که «اکنون حل شده» بهنظر میرسد را «جنجالی بیجهت» و یک «مسألهی فرعی» که «بایستی با اصلی و فرعی کردن موضوع مبارزه، تمام نیروها را علیه امپریالیسم و پایگاههای امپریالیستی بسیج نموده و خشم مقدس انقلاب را صرفاً نثار آنها کرد» میدانند.
پیشهی تاریخپژوه همین است که «از یکسو» و «از سوی دیگر» را در یک کل منجسم قرار دهد و این کلیّت را متناسب با شرایط اجتماعی- سیاسی آن روز و نسبت سازمان موضعگیرنده با آن شرایط را ارزیابی کند. بدیهیست که در این ارزیابی، تاریخپژوه میبایست استنادهای متن و نوع انگارههای ایدهئولوژیک که استدلال بر پایهی آنها استوار شده است را هم بررسی و نقد کند. بهعنوان مثال، مجاهدین خلق در اطلاعیهشان نوشتهاند که «خوشبختانه تا آنجا که ما میدانیم و مواضع اعلام شدهی کلیه مسئولین کشور و مقامات دولت آقای بازرگان نیز مؤید آن است، هیچ مقام و نیروی مسئولی نیز قصد ندارد برای جامعهی زنان ما کمترین اجبار و اشکالی در این رابطه ایجاد کند...». تاریخپژوه محقق است بررسی کند که آیا در واقعیت چنین بوده است که مجاهدین خلق گفتهاند یا واقعیت به گونهای دیگر بوده است که بهعنوان مثال در روزنوشتهای زندهیاد #شاهرخ_مسکوب آمده است* یا موضعگیریهای انتشاریافته در روزنامهی کیهان بهتاریخِ ۱۹ و ۲۰ اسفندماهِ ۱۳۵۷ و روزنامهی اطلاعات بهتاریخ ۲۱ اسفندماهِ ۱۳۵۷؟!**
تاریخپژوه همچنین میتواند این پرسشها را از برای تحقیق و بررسیِ آنچه بهوقوع پیوسته است در نظر بگیرد؛
الف. شرایط اجتماعی- سیاسیِ حاکم بر آن دوران چهگونه بوده است(کمتر از یکماه پس از پیروزی انقلاب) و کدام خطرهای احتمالی در ذهنِ مجاهدین خلق قابل تصور بود؟!
ب. نسبتِ مجاهدین خلق با این شرایط اجتماعی- سیاسی چه بوده است؟! به عبارت دیگر آنها بهعنوان یک سازمان سیاسی با ایدهئولوژی اسلامی به چه گونهی دیگری میتوانستند موضعگیری کنند؟!**
بیفزاییم که تاریخپژوه همچنین میتواند این پرسش را بهمنظور ارزیابیِ نسبت گذشته با حال طرح کند که «اگر دیروز، تضاد اصلی «امپریالیسم»(استعمار) بود و اگر امروز، تضاد اصلی و نه عمده «جمهوری اسلامی»(ارتجاع) است، چرا با تغییر تضاد اصلی، تضاد فرعی پا برجا مانده است؟!» و از خلال این پرسش به انگارههای ایدهئولوژیک سازمان دربارهی سلسلهمراتبِ تضادها و نسبتشان با گذشته، حال و آینده بیاندیشد و...
باری! پیشهی تاریخپژوه نه شیطانسازیست و نه فرشتهسازی. ما تاریخ را از آن رو میخوانیم که از آن بیآموزیم، پشت سر بگذاریماش و از آن خلاص شویم.
در ذیل متن کامل اطلاعیهی مجاهدین خلق دربارهی مسألهی حجاب را مطالعه کنید با این توضیح که این اطلاعیه پس از ۴۵ سال برای اولینبار است که در کلیّتاش منتشر میشود.
«به نام خدا
و
به نام خلق قهرمان ایران
و
به نام همهی خواهران و مادران فداکار ایرانی که انقلاب خونین این میهن را باور کردهاند.
خواهران گرامی!
همه میدانیم که آزادی به بهای خون هزاران خواهر و برادر و فرزندان شهید این میهن کسب گردیده است؛ و نیز میدانیم که اگر آزادی به تمامی حاصل نشود، مخدوش و قابل بازگشت است.
همچنین میدانیم که اگر آزادی را پاس نداریم و به آن ارج ننهیم، آن را از ما خواهند ربود.
ولی هشدار!
که راه مبارزه پر پیچ و خم است و دشمن در گردنههایش به کمین نشسته است. در شرایطی که نهادهای اساسی امپریالیستی، در جامعه ما ریشهکن نشده و بالمآل موجودیت انقلاب هنور در تهدید است، تنها و تنها با اصلی و فرعی کردن مشکلات، اجتناب از خردهکاری، فشرده کردن همه نیروهای مردمی و از میان برداشتن پایگاه داخلی امپریالیسم، میتوان نسیمهای سمی را به نسیم دلپذیر و مستمر آزادی تبدیل کرد.
بنابراین پیگیری مسائلی که در شرایط کنونی از مسائل اصلی جامعه و جنبش ما نمیباشد به هر نحوی که باشد موجب «انحراف» از مسیر و به بیراهه رفتن نیروها و انرژیها شده و فرصتها و زمینههایی برای «توطئهها» و تحریکاتِ ضد انقلاب، فراهم خواهد نمود؛ از آن جمله است درگیریهایی که این روزها در مورد مسألهی حجاب ایجاد شده است.
حجاب به عنوان یک نهاد انقلابی اسلام فیالواقع چیزی نیست جز کوشش اجتماعی بهخاطر رعایت و حفظ سلامت اخلاقی جامعه که خود بدون شک از ضروریات رشد همهجانبهی معنوی و مادی جامعه است؛ و ما مطمئنیم که خواهران و مادران انقلابی ما همانگونه که تا کنون در عمل نشان دادهاند، این ضرورت را به بهترین وجه رعایت نموده و خواهند نمود. لذا هرگونه موضعگیری خصمانه برای تحمیل جبری هر شکلی از حجاب بر زنان این مهین آن هم در جامعهای که تازه میخواهد نظم فاسد و منحط آریامهری را که در آن هیچ مرزی بین آزادی و بیبند و باری وجود نداشت، پشت سر بگذارد، نامعقول و نامقبول است.
چرا که بارِ گران فرهنگ امپریالیستی را ، هرگز نمیتوان به یکباره و جدا از یک درازِ «دراز مدت» تدریجی از دوش تمام مردم این میهن چه زن و چه مرد، فروو نهاد.
خوشبختانه تا آنجا که ما میدانیم و مواضع اعلام شدهی کلیه مسئولین کشور و مقامات دولت آقای بازرگان نیز مؤید آن است، هیچ مقام ونیروی مسئولی نیز قصد ندارد برای جامعهی زنان ما کمترین اجبار و اشکالی در این رابطه ایجاد کند؛ و اگر برخی برخوردهای غیر اصولی دیده شده باشد، از طرف عناصر ناآگاه و یا احیاناً افراد مشکوک و عناصر ضد انقلاب اعمال و «توطده»چینی شده است.
خواهران گرامی!
انقلاب ما طبیعتاً همچنان که از روز نخست نیز مکرراً مورد تائید بوده است، نمیتواند جز مبشر آزادی و رهایی تمام اقشار و طبقات و نیروهای مردمی صرفنظر از هر اختلاف و تمایز جنسی، نژادی، طبقاتی و عقیدتی باشد.
بنابراین انقلاب هیچگونه تردید و انکاری را در آزادی کامل حقوقی و سیاسی و اجتماعی زنان ما نمیپذیرد. لذا مجدداً تأکید میکنیم که بایستی با اصلی و فرعی کردن موضوع، مبارزهی تمام نیروها را علیه امپریالیسم و پایگاههای امپریالیستی بسیج نمود؛ و خشم مقدس انقلاب را صرفاً نثار آنها کرد.
این تأکید از آن جهت ضروری است که مبادا پیرامون مساألهای که اکنون حل شده، بهنظر میرسد جنجالی بیجهت برانگیخته شده و با دنبالگیری یک مسألهی فرعی از مساألهی اصلی غافل بمانیم، جنجالی که طبعاً میتواند به وسیلهی عناصر و جریاناتی که از فرصتی برای ضربه به انقلاب استفاده میکنند؛ مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
درود به خواهران و مادرانی که با نثار خون خویش پرچم آزادی را برافراشتند.
مجاهدین خلق ایران
۲۱/ اسفند/۵۷»***
پینوشت:
* مسکوب، شاهرخ، «روزها در راه»(ج اول)، انتشارات خاوران، چاپ اول، پاریس، زمستانِ ۱۳۷۹، ص ۷۳-۷۴.
** در شمارهی ۱۰۶۵۷ روزنامهی کیهان بهتاریخ ۱۹ اسفندماهِ ۱۳۵۷ موضعگیریهای ذیل قابل مشاهده است:
- اطلاعیهی «کمیتهی مرکزی انقلاب اسلامی» دربارهی هشدار به کسانی که زنان را بهخاطر پوشششان مورد آزار و اذیت قرار میدهند؛
- اطلاعیهی «میرشمس شهشهانی»؛ اولین دادستان تهران پس از انقلاب دربارهی مجازات هر کس که در اماکن عمومی یا معابر به هر عنوان و بهانه، اعم از نحوهی لباس پوشیدن و غیره متعرض یا مزاحم بانوان بشود؛
- مصاحبهی «عباس امیرانتظام»(معاون نخستوزیر) دربارهی نظرِ مهدی بازرگان، «همهی آقایان وزرا» و «اعلام صریح دو روز قبلِ آیتالله خمینی که احدی حق تعرض و مزاحمت برای خانمها را ندارند»؛
و...
در شمارهی ۱۰۶۵۸ روزنامهی کیهان بهتاریخ ۲۰ اسفندماهِ ۱۳۵۷ مصاحبهی رادیو- تلهویزیونیِ آیتالله طالقانی مبنی بر اینکه «... هیچکس زنان را به داشتن حجاب مجبور نمیکند» درج شده است. روزنامهی اطلاعات هم در شمارهی ۱۵۸۰۶ بهتاریخِ ۲۱ اسفندماهِ ۱۳۵۷ از قولِ خمینی مینویسد: «همان نظراتی که آقای طالقانی فرمودند، مورد نظر من است و صحیح است».
پرسیدنیست که آیا اطلاعیهی مورخهی ۲۱ اسفندماهِ ۱۳۵۷ مجاهدین خلق «پیرامون مسألهای که اکنون حل شده بهنظر میرسد» ناظر به این موضعگیریها بوده است یا خیر؟!
*** -----، «مجموعه اعلامیهها و موضعگیریهای مجاهدین خلق»(ج اول)، انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران، چاپ اول، تهران، بهمنِ ۱۳۵۸، ص ۵۳-۵۴.



Comments
Post a Comment